و یک غم دیگه... سلام دختر گلم. الان دوساله که واست ننوشتم. ولی این دو سال خیلی بد بود و سخت گذشت.آخرین بار که باهات درد و دل کردم خرداد96 بود بعد از اون خاله شادی عروسی کرد خوش بودیم و خوش گذشت.30 شهریور هم خدا یه فرشته عزیز بهمون هدیه کرد حالا تو خواهر دار شدی. اسمش را روشا گذاشتیم هر چند به اصرار آرشا اول قرار بود اسم قشنگ تو را روش بزاریم ولی نشد و نتونستیم. روشا کوچولوی ما پنج ماه و نیمه بود که بابایی(بابای مامان) پرکشید و اومد پیش تو.خیلی واسه ما سخته ولی حالا میدونم تو پیش بابایی هستی.آخ
برچسب:
نویسنده: مینا رجبی
تاريخ: جمعه
30 مرداد
1405 ساعت: 19:57